سفارش تبلیغ
صبا

آسمان آبی جندابه

گذر ایام

    نظر

دوستان سلام

در گیرودار زندگی گذر ایام با ما چه کرد؟ ما با خود چه کردیم؟

از زمانی که موبایل در جوامع سرعت گرفت همه را مجذوب خود کرد و.......

باعث شد فلسفه وبلاگها تغریبا برچیده شود

اکنون ما ماندیم و این همه اطلاعات جمع اوری شده

 




 


جندابه کجاست؟

 جندابه کجاست؟

روستای جندابه روستایی کوچک و زیباست با جمعیت 391 نفر و 110 خانوار که در سال 85 آمار گرفته شده و رو به افزایش است . در روزهای ویژه‌ای، مانند ایام محرم و ایام نوروز عده بسیار زیادی از جندابه ای ‌ها از تهران و اصفهان در جندابه گرد هم می‌آیند و گاه این اجتماع به بیش از 1000 نفر بالغ می‌گردد.  جا دارد یادی کنیم از نه شهیدی که این روستا در طول هشت سال دفاع مقدس تقدیم انقلاب نموده که یادشان سبز و مایه افتخار روستایند. این روستا در شرق اصفهان در شمال شهر تودشک کیلومتر 95 جاده اصفهان نائین در جاده فرعی 5 کیلمتری و قبل از گردنه ملا احمد قرار گرفته و جزو منطقه کوهپایه می باشد. این روستا در دامنه کوهپایه ای کوههای سنگ زبر و لاچولی قرار دارد. 
از قدمت روستا اطلاع دقیقی در دست نیست ولی از بقایای اجسادی که در حفاری‌های گورستان و جنب مسجد در چند سال پیش به دست آمده چنین به نظر می‌آید که گبری یا زرتشتی بوده اند و این نشان می دهد که از قبل از اسلام نیز در این منطقه سکونت وجود داشته است همچنین با توجه به آسیاب آبی که در آنجا وجود دارد قدمت آن بیش از این تخمین زده شده است .

وجه تسمیه خاصی که بزرگان روستا از جمله خانواده محترم بقایی ها که از افتخارات روستا در عرصه علم و فرهنگ هستند می توان گفت این است که نام روستا از وجه " چند آبه" به خاطر وجود چند چشمه آب در روستا گرفته شده که به مرور زمان به "جندابه" تغییر پیدا کرده است.

روستای جندابه از امکانات و خدمات بالایی برخوردار است به طوری که در زمینه خدمات تجاری، اداری، درمانی،مذهبی و صنعتی به 15 روستای تحت حوزه خود خدمات رسانی می کندنام این روستاها عبارتند از:

برزآبد- شیرآباد- سنگ زبر- دولت آباد- سرخی- خیر اباد- دستگرد- کی- شمس آباد- پردز- مزرعه نورالله- مزرعه نو -  مهر آباد- مهدی آباد- عشق آباد.

روستاهای خان آباد و ممباشی که در طرح هادی مصوب سال 86 جزو محله های روستای جندابه به شمار می رود.

مردم روستای جندابه خونگرم و مهمان نوازند و اغلب کارگر و کارمند و کشاورز و به طور کلی زحمتکش هستند که از قشر متوسط و ضعیف جامعه محسوب می گردند. از محصولات مهم آن می‌توان به انواع غلات، گردو، بادام، توت، شلغم ، انگور و زعفران اشاره کرد. گرایش به کشت زعفران و گیاهان دارویی در این روستا در چند سال اخیر رشد چشم‌گیری داشته است. فاصله روستا تا شهر تودشک 5 کیلومتر و آسفالته می باشد. در روستا مهد کودک گلها و دبستان وحدت وجود دارد و برای ادامه تحصیل به شهر تودشک می روند. روستا دارای شورای اسلامی ، دهیاری ، مخابرات ، بهداری ، قرض الحسنه ، دفتر فروش نفت ، نانوایی ، چهار تا سوپری ، ابزار آلات فروشی ، لوله کشی آب و برق ، دفتر تاکسی قائم ، دفتر خدمات فرهنگی و مسجد جامع است که بسیج برادران وخواهران و کتابخانه عمومی در مسجد فعالیت دارند.


  

نام روستا

جندابه

دهستان

تودشک

بخش

کوهپایه

شهرستان

اصفهان

طول شرقی

52 درجه و 40 دقیقه

عرض شمالی

32 درجه و46 دقیقه

از شمال به

سرخی

از جنوب به

محله ممباشی

ازشرق به

ارتفاعات

از غرب به

محله خان اباد

فاصله تا مرکز بخش

22 کیلومتر

فاصله تاشهرستان

95 کیلومتر

فاصله تا مرکز دهستان

5 کیلومتر

وسعت روستا( هکتار)

333650

شیب عمومی

شمال به جنوب

بررسی وضعیت جمعیت روستا طی سالهای 84-1345 ( قبل از امار نفوس و مسکن 1385)

جمعیت

1345

جمعیت

1355

نرخ رشد

55 تا45

جمعیت

1365

نرخ رشد

65 تا 55

جمعیت

1375

نرخ رشد

75 تا 65

جمعیت

1384

نرخ رشد 84 تا 75

نرخ رشد

84 تا 45

307

354

4/1

559

6/4

570

2/0

445

7/2-

59/0

 

بررسی نسبت سنی و جمعیت روستا

روستا

عنوان

1375

1384

جمعیت

درصد

جمعیت

درصد

 

جندابه

14-0

200

1/35

85

1/19

64-15

314

1/55

313

3/70

65+

56

8/9

47

6/10

 


با گرانترین شهرهای جهان اشنا شوید

    نظر

وب سایت اکسپتیستن هزینه‌های زندگی در هشتصد شهر در سراسر دنیا را بررسی کرده و پانزده شهر گران را از لحاظ شاخص هزینه‌های زندگی فهرست کرده‌ است. در زیر به معرفی 15 شهر گران دنیا می‌پردازیم:

با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
پانزدهمین شهر گران دنیا، استکهلم سوئد، شاخص قیمت 204؛ یک وعده غذای فست فودی در منطقه تجاری آن حدود 14 دلار آب می‌خورد! متوسط هزینه اجاره یک آپارتمان در منطقه استکهلم حدود 2690 دلار در ماه می‌باشد.
با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
چهاردهمین شهر گران دنیا، لاهه هلند، شاخص قیمت 208؛ یک وعده غذایی در منطقه تجاری لاهه حدود 23 دلار هزینه دارد. برای یک وعده غذای فست فودی باید 9 دلاربپردازید. اجاره بها در مناطق گران لاهه حدود 1928 دلار در ماه است.
با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
سیزدهمین شهر گران دنیا، بریزبین استرالیا، شاخص قیمت 204؛ یک وعده غذای فست فودی در بریزبین حدود 8 دلار است و اجاره بها در مناطقی از بریزبین به 2097 دلار در ماه نیز می‌رسد.
با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
دوازدهمین شهر گران دنیا،هنگ کنگ، شاخص قیمت 214؛ یک وعده غذای ترکیبی فست فودی در هنگ کنگ فقط 4.35 دلار است. اگر بخواهید یک وعده شام مفصل بخورید بایستی حدودا 14 دلار هزینه کنید. ولی هزینه اجاره آپارتمان در این شهر هنگ کنگ را به یکی از گران‌ترین شهرهای دنیا تبدیل کرده‌است زیرا 5123 دلار برای یک ماه برای بیشتر مردم غیر قابل باور است.
با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
یازدهمین شهر گران دنیا، سیدنی استرالیا، شاخص قیمت 215؛ اگر بخواهید یک وعده غذای فست فودی در سیدنی بخورید. باید حدود 8 دلار پرداخت کنید و این درحالی‌است که اگر بخواهید فقط نان بخورید 2.18 دلار پیاده می‌شوید! هزینه اجاره در آپارتمان‌های رده بالای سیدنی 2792 دلار در ماه است.
با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
دهمین شهر گران دنیا، کپنهاگ دانمارک، شاخص قیمت 217؛ در مناطق تجاری کپنهاگ یک وعده غذا حدودا 24 دلار است و به طور معمول یک غذای فست فودی 12 دلار خرج بر می‌دارد. هزینه اجاره یک آپارتمان در مناطق گران این شهر به 2577 دلار در ماه می‌رسد.
با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
نهمین شهر گران دنیا، سان فرانسیسکو، آمریکا، شاخص قیمت 218؛ سان فرانسیسکو نیز یکی از گران‌ترین شهرهایی است که زندگی در آن پر هزینه است. یک وعده غذا در منطقه تجاری این شهر حدود 15 دلار است و اگر غذای فست فودی انتخابکنید باید 7 دلار بپردازید. اجاره خانه در سان فرانسیسکو 3844 دلار در ماه است.
با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
هشتمین شهر گران دنیا، پاریس فرانسه، شاخص قیمت 219 دلار؛ ارزان‌ترین غذای فست فودی در پاریس بیش از 10 دلار است و اگر بخواهید یک غذای فرانسوی در منطقه‌ای تجاری تجربه کنید با صورت حساب 22 دلاری مواجه خواهید شد. اجاره خانه در یکی از مناطق اعیان نشین پاریس حدود 3484 دلار ماه است.
با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
هفتمین شهر گران دنیا، سنگاپور سنگاپور، شاخص قیمت 228؛ غذاهای فست فودی در سنگاپور آن قدرها هم گران نیست و می‌توانید با 5.80 دلار یک وعده غذای ترکیبی فست فودی نوش جان کنید. غذاهای گران‌تر در مناطق تجاری این شهر حدودا 10 دلار است؛ ولی اجاره بها در مناطق لوکس این شهر بیش از 3885 دلار در ماه است.
با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
ششمین شهر گران دنیا، لوزان سوییس، شاخص قیمت 233؛ یک وعده غذای فست فودی در لوزان 14 دلار است و همان غذا در مناطق تجاری این شهر به 21 دلار می‌رسد. اجاره یک واحد آپارتمان لوکس در لوزان حدود 3238 دلار آب می‌خورد.
با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
پنجمین شهر گران دنیا، نیویورک آمریکا، شاخص قیمت 237؛ برای اینکه در نیویورک یک وعده فست فود بخورید باید 8 دلار بپردازید. هزینه غذا در مناطق تجاری به 18 دلار هم می‌رسد. ولی چیزی که نیویورک را به یکی از گرانترین شهرهای دنیا بدل کرده هزینه اجاره است که با 4111 دلار در ماه رقم بسیار بالایی محسوب می‌شود.
با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
چهارمین شهر گران دنیا، زوریخ سوییس، شاخص قیمت 256؛ صورت حساب شما برای تنها یک وعده غذای فست فودی در زوریخ 14 دلار خواهد شد و در مناطق تجاری 31 دلار! اجاره بها در زوریخ به بیش از 3841 دلار در ماه می‌رسد.
با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
سومین شهر گران دنیا باز هم در سوییس است و این بار شهر معروف ژنو، شاخص قیمت 259؛ پانزده دلار بپردازید تا در یک رستوران فست فودی در زوریخ یک وعده غذا بخورید! هزینه اجاره در مناطق خوب ژنو حدود 357 دلار در ماه هزینه بر می‌دارد.
با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
دومین شهر گران دنیا اسلو نروژ، شاخص قیمت 267؛ در اسلو برای یک وعده غذای فست فودی بایستی 15 دلار پرداخت کرد ومتوسط غذای یک نفر در مناطق گران‌تر به 40 دلار هم می‌رسد. اجاره آپارتمان در این شهر 2925 دلار در ماه است.
با 15 شهر گران جهان آشنا شوید
و امّا گران‌ترین شهر دنیا، لندن انگلیس، شاخص قیمت 280 ؛ در بالای این فهرست 15 تایی پایتخت انگلیس قرار دارد که یک فرد برای خوردن تنها یک وعده غذا باید 22 دلار هزینه کند. البته غذاهای فست فودی ارزان‌ترند و تقریبا یک وعده 9 دلار است. اگرمی‌خواهید یک واحد آپارتمان در مناطق خوب لندن اجاره کنید باید گفت هر ماه چیزی حدود 4338 دلار کنار بگذارید.
+ نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند1392ساعت 9:8 توسط محمد | یک نظر

کاخ ورسای (به فرانسوی: Chأ¢teau de Versailles) مجموعه کاخ‌هایی در شهر ورسای در نزدیکی پاریس است که به عنوان بزرگترین کاخ‌های سلطنتی جهان شناخته می‌شود. این کاخ سابقاً در دهکده‌ای به همین نام در نزدیکی پاریس قرار داشت اما امروزه این دهکده و کاخ جزء حومه پاریس محسوب می‌شوند.

از سال 1682 تا سال 1789 که به اجبار انقلابیون خانواده سلطنتی به پاریس منتقل شدند، این کاخ محل زندگی و دربار حکومتی شاهان فرانسه بود. معاهده ورسای که به جنگ جهانی اول پایان داد در این کاخ عقد شده‌است. این کاخ به عنوان یکی از میراث جهانی توسط یونسکو انتخاب شده‌ است.

alt

alt

بر اساس مدارک تاریخی آثار وجود کاخ در دهکده ورسای به حدود سال 1038 میلادی بر می‌گردد. اما این کاخ جایگاه رسمی و سلطنتی نداشته‌است. بعدها از دهکده ورسای به عنوان شکارگاه استفاده می‌شد. به همین منظور لویی سیزدهم دستور ساخت بنایی را در این شکارگاه در سال 1624 داد. این شکارگاه به وسیله آ«فیلیبرت لرویآ» طراحی و به وسیله سنگ و آجر سرخ ساخته شد.

alt

alt

تا زمان سلطنت لوئی چهاردهم کاخ رسمی و سلطنتی فرانسه کاخ لوور بود اما پس از روی کار آمدن، او تصمیم گرفت کاخ شکوهمندی برای خود بسازد که در جهان نمونه‌ای از زیبایی، شکوه، بزرگی و پهناوری باشد. به همین منظور وی دستور داد دهکده زیبای ورسای به عنوان مکان ساخت این کاخ انتخاب شود.

بعدها به همین علت کاخ هم ورسای نامیده شد. شروع ساخت و طراحی کاخ به سال 1669 برمی‌گردد. طراحی این کاخ به وسیله معماران چیره‌دستی به نام‌های آ«لویی لوواآ»، طراح فضای سبز آندره لونوتر و آ«شارل لُبرانآ» نقاش و آذینگر زبردست انجام گرفت. اما طراحی اصلی کاخ به منظور استفاده به عنوان کاخ سلطنتی به سال 1678 باز می‌گردد. در کل مجموعه کاخ‌های ورسای در چهار مرحله ساخته و تکمیل شد.

بعد از این مراحل در دوره پادشاهان بعدی نیز عمارت‌هایی به این مجموعه افزوده شد. کاخ ورسای در تاریخ 6 مه 1682 گشایش یافت. لویی چهاردهم با ساخت این کاخ در نظر داشت هم از شلوغی پاریس دور شود و هم با یکجا جمع کردن دستگاه‌های دولتی و دربار در ورسای کنترل بیشتری را بر آنها داشته باشد.

علاوه بر کاخ سلطنتی و اماکن دولتی نظیر دیوان‌ها و دادگاه‌ها، منازل هزاران نفر از درباریان، فرمانداران، قضات، وزرا و شخصیت‌های حکومتی در ورسای قرار داشت. لویی چهاردهم درباریان را وادار ساخت که در ورسای زندگی کنند و از افزایش حضور، قدرت و املاکشان در دیگر مکان‌ها بپرهیزند. با این کار لویی قدرت کنترل زیادی بر تمام درباریان پیدا کرد.

alt

alt

عمارت شاه
لویی لووا به منظور اقامت شاه و ملکه آپارتمانی را طراحی کرد که آ«شتو نفآ» (در فرانسه به معنی کاخ نو) نامیده می‌شد. علاوه بر این دو آپارتمان قسمت‌های خصوصی و خوابگاه‌های دیگری هم در این کاخ برای شاه و ملکه فراهم شد.
وی برای طراحی این بخش از اصول معماری ایتالیایی رایج در قرن 16 و 17 استفاده کرد. او نقشه‌ای کشید که از هفت تالار تشکیل شده‌بود. این 7 سالن از منظومه خورشیدی و ایزدهای رومی الهام گرفته شده بودند. همه تالارها دور تا دور سالن مرکزی به نام تالار آپولون که خوابگاه لویی چهاردهم بود قرار داشتند.به این نوع طراحی، طراحی آ«خورشیدمرکزیآ» می‌گویند. این سالن‌ها به نام‌های زیر نامیده می‌شدند:

* تالار دیان (برگرفته از ایزد شکار روم و سیاره ماه)
* تالار مارس (برگرفته از ایزد جنگ روم و سیاره مریخ)
* تالار مرکوری (برگرفته از ایزد بازرگانی و هنرهای آزاد رومی و سیاره تیر)
* تالار آپولون (برگرفته از ایزد هنرهای زیبا رومی و خورشید)
* تالار ژوپیتر (برگرفته از ایزد حقوق و قانون رومی و سیاره مشتری)
* تالار ساترن (برگرفته از ایزد کشاورزی رومی و سیاره کیوان)
* تالار ونوس (برگرفته از ایزد عشق رومی و سیاره ناهید)

alt

alt

این تالارها به وسیله شارل لبران بر اساس طراحی ایتالیایی مزیین شد. (وی دوست و همکار پیترو دو کورتونا معمار ایتالیایی و طراح کاخ پیتی در فلورانس بود.) برای طراحی سقف تالارها از نقاشی‌های زیبایی استفاده شد. به نظر آندره فلبین طرح‌هایی انتخاب شد که به اعمال قهرمانانه لویی چهاردهم همخوانی داشته باشد. در این نقاشی‌ها از شخصیت‌هایی همچون آگوست، اسکندر و کوروش بهره گرفته شد.

مثلاً در تالار آپولون طرحی از آگوست بود که در آن وی در حال ساخت دروازه مزنوس بود این نقاشی اشاره به ساخت دروازه لاروش به دستور لویی چهاردهم داشت یا در تالار مرکور تصویری از اسکندر در حال ساخت کتابخانه عظیم اسکندریه نقش بسته بود که اشاره به ساخت کتابخانه سلطنتی توسط لویی چهاردهم داشت. تالارها به وسیله مبلمان نقره آراسته شدند ولی این مبلمان طی جنگ آگزبورگ در سال 1689 به دستور لویی چهاردهم برای تامین بخشی از هزینه جنگ ذوب و به سکه تبدیل شدند.

اما این طراحی صورت گرفته توسط لویی لووا دیری نپایید. به این شکل که طبقه‌ای بر کاخ افزوده شد و تراسی برای آن ساخته شد که آپارتمان‌های شاه و ملکه را به هم متصل می‌کرد.با این تغییرات سالن‌های ژوپیتر، ساترن و ونوس تغییر شکل یافتند. تالارهای ونوس، ساترن و ژوپیتر به سالن آیینه‌ها تبدیل شد. سالنی نیز در قسمت پشت تراس طراحی شد که ونوس نام گرفت.از وسایل و دکورهای تالار اولیه برای تزیین تالار ونوس ثانویه استفاده شد. از سال افتتاح تا پایان سلطنت لویی چهاردهم از تالارها به شکل اختصاصی استفاده می‌شد:
* تالار ونوس به عنوان سالن غذاخوری میهمانان شاه و بار
* تالار دیان به عنوان سالن بیلیارد
* تالار مارس به عنوان محل رقص و برقراری مجالس بال
* تالار مرکور به عنوان سالن ورق بازی
* تالار آپولون به عنوان سالن موسیقی و کنسرت

alt

alt

آپارتمان ملکه
این بخش در طول تاریخ خود منزلگاه سه ملکه فرانسه بوده‌است: ماری ترز همسر لویی چهاردهم، ماری لسزِسزیسکا همسر لویی پانزدهم و ماری آنتوانت همسر لویی شانزدهم پس از طراحی این آپارتمان توسط لویی لووا این آپارتمان شامل هفت سالن بود که متقارن با آپارتمان شاه بود:
* شاپل متقارن باسالن دیان در آپارتمان شاه
* تالار گارد متقارن با تالار مارس در آپارتمان شاه
* آنتی‌شامبر متقارن با تالار مرکور در آپارتمان شاه
* شامبر متقارن با تالار آپولون در آپارتمان شاه
* گراند کابینت متقارن با تالار ژوپیتر در آپارتمان شاه
* اوراتوری متقارن با تالار ساترن در آپارتمان شاه
* پتیت کابینت متقارن با تالار ونوس
در آپارتمان شاه خوابگاه ملکه همانطور که طراحی سقف تالارهای آپارتمان شاه از اعمال قهرمانانه لویی چهاردهم الهام گرفته و از شخصیت‌های تاریخی استفاده شده بود در آپارتمان ملکه نیز از این قبیل تصاویر متناسب با دکوراسیون اتاق بهره گرفته شد. بعدها برای ساخت تالار آینه بخشی از آپارتمان ملکه تغییر یافت. با این تغییرات تالارها به شکل زیر در آمدند:

* تالار گارد دولارن
* آنتی‌شامبر
* گراند کابینت
* شامبر دولارن
این تالارها تقریبا تا زمان ماری آنتوانت همین شکل را داشت تا اینکه وی دستور تغییر شکل آن را داد و این سالن‌ها به شکلی که امروز می‌بینیم درآمدند:
* تالار گارد دولارن بدون تغییر باقی ماند.
* تالار آنتی‌شامبر به آنتی شامبر دو گرند کوورت تبدیل شد.
اینجا به محل اجتماعات عمومی شاه، ملکه و درباریان و تئاتر تبدیل شد.
* گراند کابینت به تالار دنوبل تبدیل شد. اینجا به محل عنوان سالن انتظار خوابگاه ملکه تبدیل شد.
* شامبر دولارن به عنوان خوابگاه ملکه مورد استفاده قرار گرفت.

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1392ساعت 21:30 توسط محمد | نظر بدهید

پاریس‏، پایتخت کشور فرانسه، مرکز و یکی از شهرستان‌های ناحیه ایل دو فرانس است که رود سن از میان آن می گذرد. پاریس را که در کنار لندن، توکیو و نیویورک، تهران از ابرشهرهای جهان می‌نامند، از شهرهای پیشروی جهان در زمینه‌های اقتصاد، فرهنگ، هنر، سیاست، تحصیل، تفریحات، مد و علم است. پاریس بزرگ‌ترین شهر اقتصادی اروپا و پنجمین شهر اقتصادی جهان از نظر سطح تولید ناخالص داخلی است.

این شهر به تنهایی نزدیک به 533 میلیارد یورو یعنی نزدیک به 25? تولید ناخالص داخلی فرانسه را در دست دارد. پاریسی‌ها با دارا بودن 42.700 دلار تولید ناخالص سرانه رتبه اول را از این نظر در قاره اروپا را دارا هستند. دفتر مرکزی 36 شرکت از 500 شرکت برتر جهان در پاریس قرار دارد که پس از توکیو از این نظر رتبه دوم جهان را در اختیار دارد. منطقه لا دفانس در شهر پاریس به عنوان مهمترین مرکز اقتصادی اروپا شناخته می‌شود. این شهر میزبان شماری از برجسته ترین سازمان‌های بین‌المللی هم‌چون یونسکو، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه و اتاق بازرگانی بین‌المللی است.

جمعیت شهر پاریس حدود 2.164.994 تن است. جمعیت منطقه شهری پاریس بالغ بر 9.93 میلیون نفر بوده و جمعیت این شهر همراه حومه آن به حدود 12 میلیون نفر می‌رسد و یکی از پر جمعیت‌ترین شهرهای اروپا به شمار می‌رود. پاریس از شناخته ترین مقصد های گردشگران جهان است. سالانه حدود 45 میلیون نفر توریست از پاریس دیدن می‌کنند. تعداد زیادی از آثار دیدنی، موسسات و پارک‌های مشهور جهان در این شهر قرار دارند. پاریس همچنین با دارا بودن 478.000 درخت سرسبزترین پایتخت اروپا می‌باشد.

پاریس دارای آب و هوایی اقیانوسی است و تحت تاثیر جبهه‌های هوای اقیانوس اطلس شمالی قرار دارد. بارندگی در تمام طول سال در پاریس اتفاق می‌افتد. پاریس به خاطر باران‌های ناگهانی‌اش معروف است. متوسط میزان بارش سالانه در پاریس حدود 641 میلی‌متر است. بارش برف در این شهر به ندرت اتفاق می‌افتد و در بیشتر موارد میزان بارش برف به حدی است که بیش از 24 ساعت بر روی زمین باقی نمی‌ماند.



alt


alt


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


alt


alt

alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


بسم الله الرحمن الرحیم

خدای متعال برای اینکه به انسانها بیاموزد که کار را به نام خدا آغاز کنند هم سوره های قرآن و هم ابتدای قرآن را با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز کرده است و رسول خدا (ص) نیز در حدیثی فرمود "هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است".
به گزارش افکارنیوز، کتاب مقدس قرآن مجموعه اى از سخن الهى است که در مدت 23 سال به وسیله امین وحى جبرائیل بر قلب نازنین پیشواى گرامى اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) نازل گردید که در طول حیات مبارک پیامبر(ص) و زندگی ائمه اطهار(ع) تفسیر برخی از آیات قرآن از زبان مبارک این بزرگواران بیان شد، اما بسیاری از آیات قرآن توسط مفسران و علمای اسلام بر اساس روایات اسلامی تفسیر شد که نتیجه این تلاشها تاکنون نگارش صدها کتاب تفسیری بوده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

جمله بسم الله الرحمن الرحیم 114 بار بر پیامبر اکرم(ص)نازل شده است؛ در 113 سوره به عنوان سرفصل آمده و از آنجا که اول سوره? برائت بسم الله نازل نشده و در سوره? نمل علاوه بر ابتدای سوره، در آیه« إنّه من سلیمان و إنّه بسم الله الرحمن الرحیم» نیز این جمله مبارکه آمده است مجموعا 114 مرتبه می شود.

«بسم الله الرحمن الرحیم» جزء‌ سوره حمد و دیگر سوره های قرآن به شمار می رود -الا سوره توبه- و اگر کسی سوره حمد را در نماز یا غیرنماز، واجب شد که بخواند، اگر این آیه?‌ بسم الله را نخواند سوره را ناقص خوانده، چرا که این آیه جزء سوره? فاتحة‌ الکتاب است.

بنابر روایتی، احتمالاً برای اولین بار، سلمان فارسی به درخواست ایرانیان ترجمه سوره حمد و «بسم الله الرحمن الرحیم » را انجام داد که در آن ترجمه «بسم الله …» «به نام یزدان بخشاونده» آمده و در ترجمه تفسیر طبری که مترجم آن ناشناس است، به صورت «به نام خدای مهربان بخشاینده » ذکر شده و تا زمان حاضر با اندک تفاوتی به صورت «به نام خداوند بخشنده مهربان» باقی مانده است.

عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم » نخستین عبارت قرآن است که در اول سوره علق (اقرا) بر پیامبر(ص) نازل شد و در احادیث شیعی این عبارت سرآغاز قرآن معرفی شده است. از روایتی که کلینی از امام صادق (ع) نقل می کند، آغاز همه کتب آسمانی «بسم الله الرحمن الرحیم » بوده است. این عبارت در ابتدای تمام سوره های قرآن، جز سوره برائت (توبه) آمده است. همچنین سوگند دادن خدا به «بسم الله الرحمن الرحیم »، در برخی ادعیه، حاکی از ارزش این آیه است.

ارتباط محتوای«بسم الله» با مضمون هر سوره

بر اساس نظر اکثر مفسران هر باری که «بسم الله الرحمن الرحیم» نازل می شد معنای جدید و مصداق تازه‌ای را در برداشت به این معنی که محتوای بسم الله آن سوره با مضمون آن سوره در ارتباط است. چون مضمون سور فرق می ‌کند، ‌مضمون این بسم الله ها هم فرق خواهد کرد و پایان هر سوره با نازل شدن بسم الله مشخص می ‌شد.

ادب الهی در شروع کار/ نافرجام بودن هر کاری که با نام خدا آغاز نشود

خدای متعال برای اینکه به انسانها بیاموزد که کار را به نام خدا آغاز کنند هم سوره های قرآن و هم ابتدای قرآن را با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز کرده و علمای فریقین(شیعه و سنی) از رسول خدا (ص) نقل کرده اند « کل امر ذی بال لم یبدأ فیه ببسم الله فهو ابتر» یعنی «هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است». بنابراین اگر انسان کاری را به نام خدا شروع نکند، هرگز به مقصد نمی ‌رسد.

عبادتی که با نام خدا شروع نشود هم ابتر است

خدای سبحان با آغاز سوره فاتحة الکتاب به بسم الله به ما آموخت که این حمد و عبادت خدا را نیز به نام خدا آغاز کنید تا به مقصد برسید. معلوم می ‌شود اگر عبادت هم به نام خدا نباشد ابتر است چون حسن فعلی دارد ولی ارتباط را انسان حفظ نکرده است. هر چه به نام خدا نباشد، او هالک است زیرا چیزی که به نام خدا نباشد لا شیء‌ است به صورت شیء. بقاء فقط از آن خداست و کاری که برای وجه الله نباشد پایدار نیست.

امام صادق(ع) در روایتی از بسم الله به عنوان کلید درهای طاعت یاد کرده و می فرماید: درهاى گناهان را با استعاذه (پناه بردن به خدا) ببندید و درهاى طاعت را با بسم اللّه‏ گفتن بگشایید. همچنین امام صادق (ع) در حدیثی فرمودند: هرگاه یکى از شما وضو بگیرد و بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم نگوید، شیطان در آن شریک است و اگر غذا بخورد و آب بنوشد یا لباس بپوشد و هر کارى که باید نام خدا را بر آن جارى سازد، انجام دهد و چنین نکند، شیطان در آن شریک است.

نزدیکی«بسم الله» به اسم اعظم/ اسم اعظم از سنخ لفظ و مفهوم نیست

بر اساس روایات اسلامی"اسم اعظم" به بسم الله به قدری نزدیک است که سیاهی و سفیدی چشم به هم نزدیک هستند. اسم اعظم از سنخ لفظ و مفهوم و یا صورتی ذهنی نیست؛ که اگر کسی این کلمات را یاد گرفت بتواند مرده‌ای را زنده کند و مانند آن. اسم اعظم مقام است جزء‌ درجات اولیای الهی است که اگر روح به آن درجه ولایت رسید،‌ این کلمات را بر زبان جاری کند آن اثر را خواهد داشت. لذا اولیای الهی با «بسم الله الرحمن الرحیم» کار می ‌کردند.

همان طوری که خدای سبحان هر چه را که بخواهد با «کن» انجام می ‌دهد، بنده? آن مولی هم به اذن آن مولی، هر چه را بخواهد با بسم الله انجام می ‌دهد. نمونه‌اش را قرآن در جریان نوح بیان کرده است که «بسم الله مجریها و مرسیها» جریان نوح را که قرآن کریم طرح می ‌کند می ‌فرماید او که مسلط بر این طوفان سهمگین بود، کشتی را با نام خدا حرکت می ‌داد و با نام خدا آرام می ‌کرد و یا سیر و سکون این کشتی با نام خدا بود.

آنکه عبد کامل است به اذن خدا از «بسم الله» کاری می گیرد که مولای او از «کن» کاری را می‌گرفت. چون این عبد به جایی رسیده است چیزی نمی ‌خواهد مگر این که خدا بخواهد. لذا گفتند «بسم الله الرحمن الرحیم به اسم اعظم آنقدر نزدیک است که سیاهی چشم به سفیدی چشم نزدیک است»

آیت الله جوادی آملی در این باره می گوید: اسم اعظم مفهوم نیست که با علم حصولی و وجود ذهنی اثر کند. اسم اعظم حرف نیست که با حرف کسی مرده را زنده کند یا با حرف کسی بر دریا مسلّط بشود، کشتی را با حرف براند. این چنین نیست. عالم نه با حرف اداره می ‌شود، نه با مفهوم ذهنی. عالم با آن مقام انسانی اداره می ‌شود.

اگر بسم الله همراه آن مقام بود، از جان یک موحدی «بسم الله» نشأت گرفت، یک موحد کامل گفت «بسم الله الرحمن الرحیم» این است که از اسم اعظم سهمی دارد و می ‌تواند بر عالم به اذن آفریدگار عالم اثر بگذارد و مسلط بشود. و گر نه اسم اعظم یک کلمه‌ای باشد انسان در بین کلمات جستجو کند آنها را بخواند و بدمد و مرده‌ای را زنده کند این افسانه است. یا اسم اعظم یک مفهومی باشد که هر کسی که این مفهوم را به خاطر سپرد، درخت پژمرده‌ را سرسبز کند، این قصه است.

عالم که با مفهوم و با لفظ نمی ‌گردد. عالم با حقیقت می ‌گردد. هر کسی به مقام ولایت رسید مانند انبیای الهی، آن مقام را پیدا می ‌کند و از آن کلمات آن اسم ها را استفاده می کند و الا چه خاصیت دهد نقش نگینی. آن انگشترها را اگر دیگران هم داشته باشند اگر انگشت، انگشت سلیمان نباشد، نقش نگین که اثری ندارد. و اگر جان، جان اولیای الهی نباشد بسم الله آن اثر را نمی ‌گذارد.

مبدأ اشتقاق و تحول در کلمه? «الله»/ تحیر شورافکن و ممدوح

«الله» از« ألِهَ » به معنی «عبادت» مشتق است؛ یا از «ألَهَ» و «وَلَهَ» به معنای تحیر و «إل?هَ» بر وزن کتاب به معنای مکتوب است. خدا را آنچنانی که هست نمی ‌توان شناخت این تحیّر و وله یک تحیر ممدوح است بر خلاف تحیر مذموم. تحیر برای انسانی که راه را طی نکرده است مذموم است و عذاب می ‌آورد. اما تحیر برای کسی که به مقصد رسیده است نشاط و انس می ‌آورد. خدای سبحان، الله إله است یعنی «مألوه» و «معبود» یا «إل?ه» است یعنی «مألوه» و مورد تحیر و کم کم علم بالغلبه شد و چون ذات همه? کمالات را داراست از این جهت می‌گویند الله، نام ذات هستی است که مستجمع همه? کمالات است نه مفهوماً‌ اشتمال همه? کمالات در این مفهوم اخذ شده باشد.

تفسیر « الرحمن الرحیم»/ رحمت رحمانیه خداوند فراگیر و مطلق است

در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد ( نامى است مخصوص خدا ولى مفهوم رحمتش همگان را در بر مى گیرد ) ولى رحیم اسم عام است به صفت خاص ( نامى است که بر خدا و خلق هر دو گفته مى شود اما اشاره به رحمت ویژه مؤمنان دارد) .

خدای سبحان دو رحمت دارد یک "رحمت مطلقه" که آن رحمت مطلقه دیگر مقابل ندارد. یک "رحمت خاصه" است که مقابل آن "غضب" است. آن رحمت مطلقه که فراگیر است حتی جهنم را هم زیر پوشش دارد آن دیگر مقابل ندارد. غضبی که مقابل آن رحمت باشد، نیست. این که فرمود: «و رحمتی وسعت کلّ شی» هر که شیء است مشمول رحمت من است و اینکه در ادعیه هم گفته می ‌شود خدای سبحان «یا من سبقت رحمته غضبه» یا تو را سوگند می ‌دهیم «برحمتک التی وسعت کل شیء» این رحمت مطلقه است و رحمت مطلقه مقابل ندارد. چیزی که مقابل این رحمت باشد عدم است نه غضب.

پیامبر اکرم (ص) در این مورد می فرماید: خداوند بزرگ صد باب رحمت دارد که یکى از آن را به زمین نازل کرده است و در میان مخلوقاتش تقسیم نموده و تمام عاطفه و محبتى که در میان مردم است از پرتو همان است، ولى 99 قسمت را براى خود نگاه داشته و در قیامت بندگانش را مشمول آن می سازد.

اساس کار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد که تا عوامل قاطعى براى آن پیدا نشود تحقق نخواهد یافت، چنانکه در دعا مى خوانیم «یا من سبقت رحمته غضبه : اى خدائى که رحمتت بر غضبت پیشى گرفته است» . انسانها نیز باید در برنامه زندگى چنین باشند ، اساس و پایه کار را بر رحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند و اینکه قرآن 114 سوره دارد ، 113 سوره با رحمت آغاز مى شود و تنها سوره توبه که با اعلان جنگ و خشونت آغاز مى شود و بدون بسم الله است، این خود گویای بسیاری از نکات اخلاقی و رفتاری برای ما انسانها و مسلمانان است.

«بسم الله» حوامیم سبعه ومسبحات ستّه برای رسیدن به هدف مشترک آن سور

آیت الله جوادی آملی در تفسیر آیه « بسم الله الرحمن الرحیم» سوره حمد به اشتراک مضمون برخی از سوره های قرآن اشاره کرده و می گوید: گاهی چند سوره یک مضمون مشترک و واحدی را دارند. مثل «حوامیم سبعه» و «مسبّحات سته» و مانند آن.

این حوامیم هفتگانه که اول همه? اینها "حم" است و با حم شروع می ‌شود یک معنای مشترکی را تعقیب می کنند، گرچه برای هر یکی از این هفت حم هدف خاص است لذا هفت سوره شد. ولی همه? این هفت سوره یک جامعی دارند که از آن جهت حوامیم سبعه با حرف مقطع حم شروع می ‌شود. بسم اللهی که مربوط به این هفت سوره است با هدف مشترک این هفت سوره مناسب است.رسول خدا (ص) هر شب قبل از خوابیدن این شش سوره? مسبحات را قرائت می کردند و این جزء سنن و دستورات ما هم هست که هر شب انسان این شش سوره را قرائت کند.

متعلَّق بسم الله

گفتن بسم الله در آغاز هر کار هم به معنى استعانت جستن به نام خدا است، و هم شروع کردن به نام او و این دو یعنى استعانت و شروع که مفسران بزرگ ما گاهى آن را از هم تفکیک کرده اند و هر کدام یکى از آن دو را در تقدیر گرفته اند به یک ریشه باز مى گردد. در واقع این دو لازم و ملزوم یکدیگرند یعنى هم با نام او شروع مى کنم و هم از ذات پاکش استمداد مى طلبم.

پس بسم اللهی که در اول قرآن است انسان به نام خدا شروع می ‌کند که به هدف این قرآن که نورانی شدن است، برسد. چون خدای سبحان قرآن را نور نامید بسم اللهی که در اول قرآن است برای این است که انسان به این هدف واحد قرآن که نورانی شدن است، برسد. بسم اللّهی که در هر سوره است برای رسیدن به هدف خاص آن سوره است و بسم اللهی که در مسبحات ستة است برای رسیدن به هدف مشترک آن شش سوره تسبیحی است. بسم اللّهی که در حوامیم سبعه است برای نیل به هدف مشترک آن هفت حامیم است و مانند آن.

در بعضی از تعبیرات بزرگان آمده است که همه? معارف قرآن کریم در سوره? حمد جمع شده است که آن فاتحة الکتاب است. ام الکتاب است و مانند آن؛ و همه? معارف سوره? فاتحه? الکتاب در بسم الله الرحمن الرحیم جمع شده است و همه? آن اسرار در" باء" بسم الله الرحمن الرحیم جمع شده است و امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: من نقطة باء بسم الله الرحمن الرحیم هستم.

قداست و برکت نام خدا

«بسم الله الرحمن الرحیم» آنچنان از قداست برخوردار است که انسانها موظفند این نام را تسبیح و تکریم کرده و آن را فراموش نکنند. نه این نام را در جای باطل به کار برند و نه در کار حق از این نام غفلت کنند و نه در کنار این نام، نام دیگری یا دیگران را ببرند. لذا خدای سبحان هم این اسم را مظهر برکت قرار داد، هم مظهر تسبیح، هم اوصاف تشبیهیه را در این اسم ظاهر کرد و هم برکات تنزیهیه را، هم فرمود «تبارک اسم ربک» هم فرمود «سبّح اسم ربک».

خداوند فرمود: «فسبّح باسم ربک العظیم»و «سبح اسم ربک الاعلی»(این نام را تنزیه بکن). این طور نباشد که در کنار این نام شریکی برای او قائل باشی و بگویی به نام خدا و به نام خلق قهرمان خدا. این تنزیه نام خدا نیست. این توهین نام است که در کنار این نام، نام دیگری یا دیگران باشد. و مبادا بگویی اول به نام خدا، دوم به نام فلان شخص. خدا نامش اولی است که ثانی برنمی ‌دارد. نه در کنار او نامی است، نه او اول است و دیگری یا دیگران ثانی. این نام را تنزیه بکن.

وقتی آیه«سبح اسم ربک الاعلی» نازل شد، رسول خدا (ص) فرمود: «اجعلوها فی سجودکم» آنرا در سجده قرار بدهید، که در سجده می ‌گوییم: سبحان ربی الاعلی و بحمده. وقتی آیه«سبح اسم ربک العظیم» نازل شد پیامبر(ص) فرمود: «اجعلوها فی رکوعکم» لذا در رکوع می ‌گوییم: سبحان ربی العظیم و بحمده. اینکه خدای سبحان فرمود نام مرا گرامی بدارید «تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام» برای اینکه این نام منشأ برکت است. این نام نشانه و علامت آن هستی محض است که همه? خیرات از ناحیه اوست.

شرط حلّیت ذبیحه ذکر اسم الله است نه بخصوصه

خداوند در قرآن می فرماید «و لا تأکلوا ممّا لم یُذْکَر اسمُ الله علیه و إنّه لفسقٌ» که این یک حکم شرعی است. دستور اسلام این است که وقتی می ‌خواهید ذبیحه را ذبح کنید، نام خدا را ببرید «فاذکروا اسم الله علیها». این جنبه اثباتی قضیه و اگر کسی عمداً نام خدا را نبرد، آن حیوان مردار می ‌شود؛ یعنی چیزی که حلال و طیب و طاهر بود می ‌شود مردار و حرام و آلوده.

یک شرط حلیت ذبیحه آن است که ذابح مسلمان باشد و یک شرط دیگر این است که حین ذبح بگوید «بسم الله الرحمن الرحیم». اگر یک مسلمانی در حین ذبح، عمداً بسم الله را نگفت یا گفت به نام نامی فلان فرد و غیره و ذبیحه را سر برید این گاو و گوسفند حلال و پاک با این کار حرام و آلوده می شود.

بسم الله نشانه دین اسلام

پیامبر(ص) و ائمه اطهار (ع) علاوه بر توصیه های عام نسبت به ذکر بسمله، در مواردی خاص، مانند اوقات خوردن غذا، نوشتن نامه ، رفتن به بستر برای خواب و برخاستن از بستر تأکید بیشتری بر بیان بسم الله داشتند. با این اوصاف ، ذکر بسمله برای مسلمانان به صورت شعار و نشانه دین اسلام درآمده است و بلند گفتن آن از نشانه های ایمان شمرده می شود، چنانکه پیامبر اکرم(ص) هنگام تلاوت قرآن، بسمله را به صدای بلند می گفت و مشرکان از او روی بر می گرداندند که آیة 46 سوره اسراء به همین نکته اشاره دارد.

توی اسمون دنیا

توی اسمون دنیا هر کسی ستاره داره

چرا وقتی نوبت ماست اسمون چیزی نداره

واسه من تنهایی درده درد هیچ کس و نداشتن

هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن

دیگه بـاور کردم اینو که باید تنها بمونم

تا دم مـردنـم شـعـر تـنـهـایـی بـخـونم


سرمایه دار

8 ثروتمند ایران بشناسید + عکس

19:00:10 1393-02-05
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

غول گردشگری ایران: حسین ثابت


حسین ثابت بکتاش متولد 1313 در مشهد است. از عناوین او، کارآفرین ثروتمند ایرانی، دلال فرش، و صاحب گروه هتل‌های ثابت را گفته‌اند.

ثابت تا پنج سال قبل در جزایر قناری 5 هتل (5 هزار تخت) داشته و در ایران نیز هتل بزرگ داریوش را به سبک تخت جمشید در کیش ساخته است.

وی، غیر از این هتل، چهار هتل دیگر نیز در کیش دارد و شرکت تجارت بین‌المللی ثابت و مجموعه پارک دلفین‌های کیش (دلفیناریوم و باغ پرندگان با مساحت بیش از 65 هکتار) متعلق به اوست.

او کلنگ سرمایه گذاری هتل 7 ستاره کوروش را نیز در جزیره کیش بر زمین زده که سیستم‌های آن با انرژی خورشیدی کار می‌کند (به عنوان نخستین هتل سبز ایران) و 500 اتاق خواهد داشت.

سوئیت‌های هتل داریوش او در زمان‌های عادی سال هر شب 400 هزار تومان و در ایام عید نوروز و… تا 700 – 800 هزار تومان هر شب اجاره داده می‌شود.

حسین ثابت چند هتل نیز در جزایر قناری اسپانیا تاسیس کرده و هم‌اکنون نیز بزرگترین شرکت هتل‌داری اسپانیا را صاحب است و خود او نیز در یکی از دو جزیره اختصاصی خود در اسپانیا زندگی می‌کند.

در خرداد 87 رئیس سازمان میراث فرهنگی از فروش هتل‌های لاله تهران، یزد و سرعین با قیمتی معادل 1200 میلیارد ریال خبر داد. اسفندیار رحیم مشایی در مورد خریدار این خرید بزرگ گفته بود: «خریدار این هتل‌ها یکی از سهامداران این مجموعه است که دارای سوابق درخشان و موثری در صنعت گردشگری و هتل داری در داخل و خارج از کشور است.» این خریدار همان ثابت بود.


غول فولادی: محمد جابریان


محمد جابریان مدیرعامل مجتمع فولاد آرین سهند خریدار بلوک فولاد خوزستان بود که حتی افزایش 87 درصدی قیمت عرضه نسبت به قیمت پایه نیز او را از دور رقابت خارج نکرد و سرانجام با اضافه کردن یک ریال سهامدار عمده فولاد خوزستان شد. او به همراه شش برادرش حدود سه دهه است که در بازار فولاد فعالیت می‌کنند. ارزش سهامی که تنها در این معامله خرید 1360 میلیارد تومان بود که حتما تمام ثروت این مرد نبوده است.

جابریان که «بچه کف بازار» است، درحال حاضر یک کارخانه فولاد دارد ودربازار آهن تهران یکی از سرشناس‌ترین‌هاست. یک نفر جدی یا شوخی گفته بود حاضر است سرقفلی موبایل جابریان را 100میلیون تومان بخرد. فکرش رابکنید او با این خط موبایل چه می‌کند.


غول بازار پول: محمد صدر هاشمی‌نژاد


از مؤسسان اولین بانک خصوصی کشور و رئیس هیأت مدیره بانک اقتصاد نوین، مدیر عامل شرکت توانمند ساختمانی استراتوس، کسی نمی‌داند او چقدر ثروت دارد، اما در زمینه ساختمان‌سازی و بازرگانی از بزرگان به شمار می‌رود.
محمد صدر هاشمی‌نژاد سال گذشته در یکی از نشست‌های هیات نمایندگان اتاق تهران، زمانی که فرهاد فزونی یکی از اعضای هیأت نمایندگان این اتاق با حرارت به انتشار نامش در فهرست 30میلیاردر اعتراض می‌کرد، اعضای هیات نمایندگان را خطاب قرارداد و گفت: «بیش از این گزارش مواظب جریانی باشید که چندین قرن است در ایران ریشه دارد و مدام چنگ می‌زند، ربطی هم به این دولت و دولتهای قبل ندارد.»

غول صادرات: اسدالله عسگر اولادی


اسدالله عسگر اولادی، رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین است و وضعیت واردات ایران از چین هم معلوم است.

وی از یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار گله کرده بود که چرا از او با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده‌اند. عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد.

براساس روایتی معتبر و مستند پیرمرد خوش‌قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین‌المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان‌نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: «جناب رئیس (آل اسحاق) اگر اجازه می‌دهید، بنده به عنوان یک کاسب جزء همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم.»

از اعضای به نام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ «حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب نام است. تابستان سال گذشته هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانکها را نخریده، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است. چندین سال قبل، مجله آمریکایی فوربس که یک نشریه معتبر اقتصادی و مالی است و همواره وضع مالی شرکتهای بزرگ و افراد ثروتمند جهان را دنبال و در باره آنها گزارش تهیه می‌کند دارایی‌های او را به تخمین یکی از بانکداران ایرانی چهارصد میلیون دلار برآورد کرده بود. والبته فراموش نباید کرد که در یکی از همایشهای صادراتی، یک نفر گفت آقای عسگراولادی 130میلیون صادرات دارد که او تکذیب کرد وگفت: «به 100میلیون دلار نمی‌رسد.»


غول تکنولوژی: علاءالدین


امکان ندارد موبایل داشته باشید و نام علاءالدین را نشنیده باشید. صاحب پاساژ علاءالدین مردی است به همین نام. همان پاساژ سرخ رنگ حافظ – جمهوری که در کنار ساختمان سازمان بورس واقع شده است.

سرمایه حاجی علاءالدین مشخص نیست. این مرد همیشه در اتاقی کوچکی می‌نشیند که در طبقه همکف پاساژ قرار گرفته است. ظاهر مغازه چیز خاصی ندارد و رنگ و رو رفته هم هست، اما از پله‌های آهنی باریک انتهای مغازه که بالا بروید، حاجی، بزرگ بازار موبایل جمهوری، آنجا نشسته. سرمایه‌دار بازار موبایل جمهوری در دفتری با سقفى کوتاه، عرضى کم و طولى حدود 2 تا 2.5 متر می‌نشیند.

غول ورزش: حسین هدایتی


محمدرضا هدایتی 45 ساله و متولد تهران از محله دولاب است. مالک صنایع استیل آذین، مالک کارخانه‌های فولادسازی و ورق، دارنده بزرگترین شرکت پرورش میگوی ایران، برج‌ساز در دبی و دارای ملک و املاک در حاشیه خلیج فارس، مالک زمین‌های کشاورزی، سهامدار بازار مبل ایران، رئیس شرکتهای تجاری در ایران و خاورمیانه و چندین و چند فعالیت تجاری دیگر، عناوینی است که به حسین هدایتی نسبت می‌دهند.

خودش می‌گوید: «22 سال است در کارخانه داری، کشاورزی و ساختمان سازی فعالیت می‌کنم. یک بچه مسلمانم که وجوهات خود را می‌پردازم و یک ریال هم بدهی بیمه‌ای و مالیاتی ندارم.»

عابر بانک پرسپولیسی‌ها (لقب هدایتی) حاضر است 20 میلیارد تومان برای تصاحب این تیم و پر طرفدار بدهد، اما هنوز بحث خصوصی سازی در ورزش ما آنچنان جدی نشده که کسی به پیشنهاد اغوا کننده حسین هدایتی توجه کند.

غول بازار مبل: علی انصاری


محله و خانه قدیمی‌اش در مهرآباد جنوبی، 20 متری زاهدی (شمشیری فعلی) و دقیقاً روبه روی مسجد امام جعفر صادق بود اما حالا دیگر آنجا نیست و در شمال شهر تهران باید سراغش را گرفت.

می‌گویند بخش کوچکی از اموال و دارایی‌های علی انصاری، بخش زیادی از زمین‌های یافت آباد است که الان بازار مبل ایران در آن بنا شده است. علی انصاری، اگرچه رئیس گروه سرمایه‌گذاری تات است و رئیس اتحادیه مبل سازان تهران، اما برای چهره شدن، ورود به عرصه فوتبال را انتخاب کرد. علی انصاری رئیس فدراسیون دوچرخه سواری است، اما با حضور در هیات مدیره باشگاه استقلال تبدیل به چهره خبرساز شد و حالا او را با حسین هدایتی مالک باشگاه استیل آذین، مقایسه می‌کنند. مشکلات مالی استقلال تاحدودی به دست انصاری حل و فصل شد.

غول نوکیا: احمد ابریشم چی



احمد ابریشم چی، متولد سال 1317 قم از کسانی است که در واردات تلفن همراه و وسایل جانبی و دستگاههای مخابراتی یکی از چهرههای شاخص در ایران به شمار میرود. همه نام او را در کنار ایراتل، نوکیا میشناسند. روزنامه اعتماد ملی از او با عنوان پدرخوانده نوکیا در ایران یاد کرده بود. همان «الف.الف» که در تابستان داغ سال 88 و همزمان با حاشیه‌های انتخابات، گزارشی در روزنامه اعتماد ملی درباره وی منتشر شد و در روزنامه کیهان هم چند باری به وی حمله شد.

ابریشمچی در امور خیریه هم فعالیت‌هایی داشته است. از آن جمله می‌توان به پذیرایی از مهمانان در تمام طول سال در ویلاها و مهمانسراها در شمال و مشهد، اشاره کرد. همان چیزی که یکبار مورد نقد و حمله شدید روزنامه کیهان نسبت به او شد.

کیهان معتقد بود میهمانان خاصی به ویلاهای او سر می‌زنند، از جمله برخی مقامات. در هفته اول اسفندماه سال 85، و در جریان فرار شهرام جزایری، حسین شریعتمداری در یادداشتی به بررسی احتمال دست داشتن برخی از افراد در فرار شهرام جزایری می‌پردازد که به دلایلی از سوی برخی از افراد حمایت می‌شدند


دوران کودکی

بـچـه که بـودیم ...



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بچه که بودم چه دل بزرگی داشتم

اکنون که بزرگم چه دلتنگم


کاش دلم به بزرگی بچگی بود

کاش همان کودکی بودم که حرفهاش

را از نگاهش می شد خوند


کاش برای حرف زدن

نیازی به صحبت کردن نداشتم


کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود

کاش قلب ها در چهره بود


اما اکنون اگر فریاد هم بزنم کسی نمی فهمد

و دل خوش کرده ام که سکوت کرده ام


دنیا را ببین ...

بچه که بودم از آسمان باران می آمد

بزرگ شده ام و از چشمهایم می آید!


بچه که بودم همه چشمای خیسم رو میدیدن

بزرگ شدم و هیچکی نمیبینه


بچه بودم تو جمع گریه می کردم

بزرگ شدم تو خلوت


بچه بودم راحت دلم نمی شکست

بزرگ شدم خیلی آسون دلم می شکنه


بچه بودم همه رو 10 تا دوست داشتم

بزرگ که شدم بعضی ها رو هیچی

بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست دارم


بچه که بودم قضاوت نمی کردم و همه یکسان بودن

بزرگ که شدم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که

اندازه دوست داشتنم تغییر کنه


کاش هنوزم همه رو

به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتم


بچه که بودم اگه با کسی

دعوا میکردم 1 ساعت بعد از یادم می رفت

بزرگ که شدم گاهی دعواهام سالها تو یادم موند و آشتی نکردم


بچه که بودم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدم

بزرگ که شدم حتی 100 تا کلاف نخ هم سرگرمم نمیکنه


بچه که بودم بزرگترین آرزوم داشتن کوچکترین چیز بود

بزرگ که شدم کوچکترین آرزوم داشتن بزرگترین چیزه


بچه که بودم آرزوم بزرگ شدن بود

بزرگ که شدم حسرت برگشتن به بچگی رو دارم


بچه که بودم تو بازیهام همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردم

بزرگ که شدم همش تو خیالم بر میگردم به بچگی


بچه بودم درد دل ها را به هزار ناله می گفتم و همه می فهمیدند

بزرگ شده ام، درد دل را به صد زبان به کسی می گویم ...

اما هیچ کس نمی فهمد


بچه که بودم دوستیام تا نداشت

بزرگ که شدم همه دوستیام تا داره


بچه که بودم، بچه بودم

بزرگ که شدم، بزرگ که نشدم هیچ؛ دیگه همون بچه هم نیستم

ای کاش با همون صفتهای خوب و پاک بزرگ می شدیم.


دلتنگی

    نظر

میان کوچه میپیچد صدای پای دلتنگی

 


به جانم میزند آتش غم شبهای دلتنگی

 


منم تصویر تنهایی منم معنای دلتنگی

 


چه میپرسی ز حال من؟که من تفسیر اندوهم

 


سرم ماوای سوداها دلم صحرای دلتنگی

 


در آن ساعت که چشمانت به خوابی خوش فرو رفته

 


میان کوچه های شب شدم همپای دلتنگی

 


شبی تاصبح با یادت نهانی اشک باریدم

 


صفایی کرده ام در آن شب زیبای دلتنگی

 

 


بنام خدا

به بلندی یک کوه بلند ؛ رسوایم !

به وسعت یک کویر ؛ دردمندم !

به عمق یک اقیانوس ؛ خسته ام !

به حرارت هسته یک خورشید ؛ سوزانم !

به لرزش یک بید مجنون در وزش توفان ؛ بی تابم !

به وسعت همه کهکشان های دنیا ؛ هیچم !

پروردگارا !

به اندازه یک خدا تنهام !

چون خدای خود گم کرده ام ...

یا رب النور ! دریاب این تاریکی را !